صدوهشتادوهشت

اتاق به اتاق که تمیز کردم رسیدم به میز آرایش .روش پر بود از برگه و خودکاروپیچ ومیخ وابزار ودوتا برس .یاد میز آرایش زن داداشم افتادم همیشه چیده ومرتب .با خودم گفتم این تیکه از اتاق که مال منه دیگه .پس همه ابزار وکتاب وبرگه وکیف رو برداشتم وکیف آرایشم رو خالی کردم تا بچینم .اوضاع خیلی نا امید کننده شد وقتی مدادهای کوچیک وشکسته ورژهای خراب وفاسد وشکسته وریمل های خشک  ولاکهاریختن بیرون.

لوازم خراب وفاسد رو کنار گذاشتم وهمون قابل استفاده ها رو تمیز کردم .مدادها رو تراشیدم .رژهای شکسته رو انداختم  وریمل های خشک سه سال پیش رو ،بعد چیدم .خیلی فقیرانه بود .ولی خوب بود .وخوب شد .بعدش هر چند دقیقه می اومدم وبه میز نگاه می کردم .خوشم اومد .

/ 0 نظر / 13 بازدید