نشون به اون نشون که تا دوازده خوابیدم .پسرک هم خواب بود .نگران هیچی نبودم .که صدای همسر اومد داشت می گفت بفرمایید .بابا این چه حرفیه خونه خودتونه !یه چیزی دور هم می خوریم .نیم خیز شدم توی رختخواب .ترسیدم وتوی ذهنم کتلت وخورش قیمه وسبزی وخوراک مرغ رو پختم .یادم اومد میوه نیست توی خونه .حتی کاهو نداریم .برنج خاطره های جدید هم که الان بزارم بخیسه فردا اماده پخت میشه .چه کار می کردم ؟مهمون نشسته بود بین کارتونهای بازنشده و شلوغی خونه .

بلند شدم صورتم رو شستم و سلام کردم و با ارامش دو بسته ماهی چنگو دم زرد در اوردم .سرخ کن رو زدم برق .سیب زمینی خلال کردم برنج دیشب رو گرم کردم .همسر رفت خرید .چای خوردیم با مهمون .خندیدیم .نظر داد راجع به خونه .ماهی یخشون باز شده بود .یخ منهم .انداختمشون توی زیب کیف پر از آرد و زردچوبه و ادویه ونمک .بعد رفتن توی سرخ کن .خریدها رو شستم وسالاد رو مهمون کمک کرد .ناهار خوردیم .مثه گلاب آدینه نشستم کنار میز ونگاه کردم به غذاها .دلم می خواست برنج چمپا می داشتم سبزی پلو درست می کردم .یا زعفرون سابیده برای ته چین . ولی همین هم خوب بود .

خوبتر من بودم که اضطراب نداشتم .چنگ نزده بودم توی شکمم از ترس و استرس

دیگه نمی ترسم 

/ 13 نظر / 62 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sb-news.ir

با سلام از وبلاگت معلومه زياد زحمت کشيدي خسته نباشي اگه خواستي جديدترين اخبار در ايميلت داشته باشي به سايت من سري بزنپ www.sb-news.ir

رز

بسیار عالی[گل][گل][گل][گل]

نیلوفر آبی

ای ول [ماچ] جای ما هم خالی[نیشخند]

تیام

خاله جان سلام شما میدونید چرا بعضی از وبلاگها بروز نمیشوند...درهمان اردیبهشت مانده اند درحالیکه مطمئنم نویسندگانشون زودبه زود پست میگذارند

تیام

خاله لطفاهمین جا جوابمو بدید

آشنا

باباااا گچسارانی

دلارام

کجایی

محمدالف

مگه هزینه ی تعمیر لپ تاپت چقده؟ خوب درسش کن دیگه .حوصلمون سر رفت بخدا . یه دو کلمه هم تو این صفحه بنویس خوب! تابسون تموووم شد از تو هیچی ندیدم[عصبانی]

ترنج

چقدر این پستو دوست داشتم خیلی ساده و صمیمی بود

فاطمه

عالی است با ارامشت ارام شدهام وفهمیدهام که هر سختی راهی برای خلاصی دارد به قول خارجی ها یه فرصت است .