صدوشصت و دو

هی کارها رو تا مهر مرور می کنم ومی بینم باز یه چیزی کمه .هنوز لباس فرم اداری برای خودم نگرفتم وکفش وکیف وخودکار آبی وقرمز وسبز وساده واکلیلی وبرق برقی ورنگ رنگی واستیکر وستاره وماه .آخه امسالم ابتدایی هستم باز .یه کیف باید بگیرم که جادار باشه درشم بسته بشه. جای  یه لیوان بزرگ چای ،لقمه ومیوه ودفتر دستک واسپری داشته باشه .برای لوازم ارایش که یک مداد کافیه .معاون مدرسه به لیوان چای من میگه پارچ اب از بس بزرگه .

خدا خدا می کنم بتونم تحمل کنم .بتونم امسال رو هم بگذرونم .همش می گم خدا پ اون دعاها با کلاس اولیها چی شد ؟چرا برم نگردوندی تو مقطع خودم ؟مگه من سرویس طلامو نفروختم که فوق لیسانس بگیرم و تو رشته خودم تدریس کنم ؟اخه داره یادم می ره تاریخ !نکنه یادم بره علت حمله کمبوجیه به مصر ؟نکنه یادم بره تست دادن به بچه ها وسوال پرسیدنو کلاس داری دختر دبیرستانی ها ؟نکنه بخوام راه رفتن یکی دیگه رو یاد بگیرم راه رفتن خودمم یادم بره ؟چطوریاس پس ؟ ولی بعد میگم امسالم می گذره .گرمه بعد سرد میشه ،اینجام که شکر خدا پاییز زمستون داره برگها می ریزن وبعدش برف می یاد برف بازی می کنیم مریض میشیم .بی پول می شیم دعوا می کنیم میریم مسافرت بر می گردیم خونه دیر می ریم مدرسه تو ترافیک می مونیم اشتباه می کنیم گریه می کنیم ومی خندیم بافتنی هم ولی می گذره .خدایا به همه چیز شکرت

می گذره .می دونم .برم خرید کنم لااقل معلم خوش تیپی باشم .دیگه همه اهل خونه خریدهاشونو کردن ونگران سر زانو ومقنعه وکاور وخشتک کسی نیستم برم یه سری چیزا بخرم .

/ 16 نظر / 97 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پریسا

خوش به حالتون که معلمین کاش منم ذوق وشوق داشتم به خاطر شروع شدن این ماه مهر...

ققنوس

سلام منیرو جان چرا کمبوجیه به مصر حمله کرد؟؟؟؟؟؟؟[نیشخند] سال تحصیلی مبارکه خانم. من که هنوز بلاتکلیفم اصلا حس و حال خوبی نیست. چی می‌شد این مردا یه هفته به ما مرخصی می دادن و می رفتیم یه شهر دیگه درس می خوندیم و برمی گشتیم. خیلی این رشته را دوست دارم منیرو[ناراحت][گریه]

دریا

خوشبحالتون که معلم هستید.من عاشق تدریسم .[گل]

آفرين

ابتدایی خیلی خوبه. چرا دوستش نداری منیروی عزیز؟[قلب]

لی لی

سلام منیرو جون برای مانتو و شلوار اداری ، برو خیابون برق - روبروی آش برق ... یعنی ازسی متری سینما سعدی ، وارد خیابون برق که بشی ، همون اوایل سمت راست ، یه تولیدی پوشاک هست که اکثرا مانتو و شلوار اداری داره هم قیمتاش خوبه ، هم خیلی خوش برخورده ...

لی لی

سلام منیرو جون برای مانتو و شلوار اداری ، برو خیابون برق - روبروی آش برق ... یعنی ازسی متری سینما سعدی ، وارد خیابون برق که بشی ، همون اوایل سمت راست ، یه تولیدی پوشاک هست که اکثرا مانتو و شلوار اداری داره هم قیمتاش خوبه ، هم خیلی خوش برخورده ...

یک ذهن پریشان

منیرو جانم کاش میشد تو معلم کلاس اول شازده باشی اونموقع خیالم راحت ِ راحت بود .

به رنگ چادرم

خانوم معلمیه و هزار دردسر شیرین و دوست داشتنی (به نظرم‌) :*

محمدالف

شب بخیر همکار نازنین نادیده!یه mailبرات فرستادم/ دیدی؟ سرکلاس ابتدایی رفتن خییییییییییییییییییییییییییییییییلی انرژی می بره چای بین کلاسها /مخصوصا"اگه داغ باشه/ معده را داغووووووون میکنه بهتون پیشنهاد میکنم به جای چای یه سیب گاز بزنین.من سال پانزدهم تدریسم به همین دلیل وصد البته تدریس در دونوبت (برای پنچرگیری چرخ زندگی)دچار اولسر حاد بولب-شما بگو زخم معده-شدم سال بیست و هشتم دیابت اومد سراغم! آخه من بلانسبت شما خر کاری میکردم زبان فارسی ادبیات عربی فلسفه منطق خلاصه هرچی بارم می کردند می بردم .تازه غیر ازاینا تدریس خصوصی هم می رفتم!! آخرش چه؟ باد کاشتم طوفان درو کردم...............ولی خوب علیرغم همه ی اینها به قول سهراب زندگانی سیبی ست گاز باید زد با پوست[خوشمزه]

دختر خوب

همیشه یه چیز کمه ... همیشه تا اخرین لحظه صبح مهر کار برا اناجم هست ...