دویست وبیست وهشت

خونه رو شهریور فروخت .بعد اومد گفت با خانمه قرار گذاشتیم دوماه دیگه بقیه پول رو بده .بهش گفتم چرا با من مشورت نکردی ؟گفت تو از بازار خبر نداری .

شد اول آذر ومنتظر برای بقیه پول خونه که شوهر اون خانم خریدار زنگ زد وگفت :پول رو نداریم بدیم ویکماه دیگه وقت بده .که می خواست وقت بده .اینجا ساکت نشدم وگفتم نه خونه قسطی نمی فروشیم .گفت چکار کنم خونه م فروش نمی ره ؟گفتم خونمون که بچه هامون دنیا اومدن توشو عروسیمون اونجا بوده وخونه خوبی هم هست نمی فروشیم قسطی .

دادوبیداد کرد .گفتم اینجا کوتاه نمی یام .زنگ زدم به کسی وازش مشورت  گرفتم .اومدم بهش گفتم .گفت خیلی خوبه .همینو می گم .

خانم خریدار زنگ زد کلی حرف وفحش وداد وبیداد کردن پشت تلفن .اومد بهم گفت کارو درستش کردم .

حرفی نزدیم ورفت .حالا زنگ زدم ازش بپرسم چی شده گفت :با زن جماعت نباید معامله کرد .

بهش گفتم گوشی بده بنگاه دار .باهاش صحبت کردم ونظراتمو به اون توضیح دادم .معامله بهم خورد .پشیمون کرد رو گرفته وداره برمی گرده خونه ومیگه دیگه پشت دست داغ با زن جماعت معامله نمی کنم .

میگم خونمون رو نقد می فروشیم .میگه خونه م رو نقد می فروشم .

این روزها قرآن هم می خونم علاوه بر یوگا .آرومم می کنه .سوره واقعه رو .فردا از بچه های ششمی می خوام برام بخونن .اینقدر بدون غلط وقشنگ می خونن .بهشون میگم برای حاجتم دعا کنن .امروز خیلی بد اخلاق بودم با پنجمی ها .نتونستم صدای قشنگ محمد احسان وافشاری رو بشنوم برای قران خوندن .

به مدرس وقاری کشوری بین المللی میگم میشه فارسی بخونیم  قرآنو؟میگه میشه ولی یادبگیرین مثه خودش بخونین .

/ 1 نظر / 38 بازدید
محمدالف

میدونی چرا دبه در آورد؟ برا اینکه قیمت ها وارفته سه ماه پیش نسبت یه حالا افت کرده .شما باید خوشحال باشین که خانه خاطراتون را از دست ندادین!ما هم یه جور دیگه گرفتار همین وضعیت شده ایم .هی هی روزگار![نگران]