دویست وهیجده

نمی دونم این حس حس تحقیر شدنه حس خود برتر بینیه چه حسیه ؟من واون همکار دیگرمون رو که از دبیرستان هستیم رو دم در کنار مستخدم ها نگه داشتن وبهمون گفتن بروشور وپذیرایی بدیم به مهمونهاشون .خودشون دور ردیف اول نشستن وبراخودشون دست زدنو کادو دادنو گرفتن وبعد من صندق رو به پرورشی تحویل دادم گفت به من ربطی نداره به معاون اموزشی گفت من سرم درد می کنه به مدیر :گفت من کار دارم .

صندوق رو رها کردمو اومدم

گریه دارم دلم می خواد گریه کنم نمی تونم .این قرصهای لعنتی ضد گریه ی اشک دزد بزارید گریه کنم دارم از سردرد می میرم .

/ 2 نظر / 25 بازدید
آفرين

رو دادین عزیزم! همکار همکاره! ابتدایی و دبیرستانی نداره که !

تیام

[گل][عصبانی]