دویست ویازده

میگم ای شیرازیا چقدر سرمایی ن .هنو هیچی نشده لباس گرم می پوشن وشال وکلاه ودستکش وپالتو !او وقت ما خوزستانی ها بوشهری های مدرسه لخت ولا می ریم می یایم .دیگه امرو جام نگرفت به یکی از مادرا گفتم :می گم شما شیرازیا چرا اینقدر سردتونه ؟!گفت :آخه ما خیلی خودمونو دوست می داریم .

بسیار حکیمانه بود .راست می گفت .منهم که گوشام درد می کرد و با سرخونی (حالا نه خونریزی شدید  به هرحال فطراتی از خون )ولنگ 180 درجه باز شده ودست پیچیده رفته بودم مدرسه .درحالیکه گنجشک دور سرم تاب می خورد ،رفتم تو فکر و اون جمله مخصوص این حالت رو ادا کردم :هاااا ووولله راس میگه .یعنی خاااااااااااک بر سر مو کنن که حواسوم به خودم نیس.

همی صبح آرزوی مرگ کرده بودما

/ 7 نظر / 27 بازدید
kiwi/bita

[لبخند]عزيزمى با اين با لهجه نوشتنت :*[ماچ]

سارا

خیلی با مزه ای منیرو سارا هستم یه چند وقیه خاموش می خونمتون ایشاله 100 سال زنده باشی

سارا

خیلی با مزه ای منیرو سارا هستم یه چند وقیه خاموش می خونمتون ایشاله 100 سال زنده باشی

xs

عزیزمی تو با این لهجه خوشگلت عاشق لهجه جنوبیام مراقبه خودت باش دوست گلم[گل]

محمدالف

منیر این عکس کیه ؟ چقدر آشناست این عکس . مادر منه انگار؟ چه ابهتی داره دست به عصاش نگاه تا دور دستش و ارتفاع ابرهای پشت سرش چقدر ناچیز است در مقابل هیمنه ی وجودش.در عالم خیال دست چه بسیار زحمت کشیده اش را می بوسم دستی که بدون شک مهربانی از آن می بارد فرزندانی تربیت کرده که مهربانی را از وجودش آموخته اند .آیا ما نیز توانسته ایم چنین باشیم برای فرزندانمان؟!

م

یه بنده خدایی میگفت معلما فقط با ارائه گواهی فوت میتونن چند روز مرخصی داشته باشن ! میدونم نگاه مشکوک مدیرو چشمای یخزدشون چه بلایی سر ادم میاره

محمدالف

این عکس را خودت گرفتی؟! خیلی کادربندی عالیه ! خیلی ازشون عکس بگیر اینها تاریخ مصور ما هستند.