ولایتم کنار ماما و خواهرا وبرادرا .خانه شلوغ وپر از مهمان. شبها تا دیروقت همه بیدارن .من می خوابم .فقط می شنوم که دارن لاک می زنن .سر مدل ناخن هاشون بحث می کنن و با گوشی هاشون بازی می کنن .لباسهاشون رو بهم نشون می دن و بر ای هم  برنامه وبازی می فرستن .جیغ که می زنن بلند میشم یه کم میشینم نگاه دوروبر می کنم فکر می کنم ودوباره آروم می خوابم .بعد دوباره شروع می کنن .

برادر دومی می خواد بره سرکارصبح کاره .می یاد تو آشپزخونه و نون و سیخ و کبریت بر می داره می بره ماماداد می زنه مهمون داریم چه خبره عروسیه یا سرکاره ؟اونم میگه امشب کباب داریم .سر   پست کباب درست می کنن 

خواهر سومیم طبق معمول خر خر می کنه هنوز مشکل دماغش حل نشده 

برای ظرف شستن قرعه کشی می کنن و با تقلب اسم دخترک من و دختر خواهر اولی رو در می یارن .جیغ میزنن ودنبال هم می دون و از زیر کار در می رن .معلوم میشه که همه اسامی فقط اسم اون دوتا بوده 

برادر اولی جای آجیل ها و شکلاتهای ماما رو پیدا کرده حاج عبدالله ها رو خورده تا ما متوجه بشیم .

خواهر چهارمی باز  هم بارداره و ماما نگران که حتما پسر باشه 

روی سر خواهر چهارمی نمک می ریزه .اگه دست توی موهاش کرد بچه دختره واگر دست به صورت زد پسره .همه به نوبت روی سرش نمک می ریزن واون متوجه میشه ودیگه سرش می سوزه .

دستشو به طرف صورتش می بره .

بریم دیدن عمو .اگه راهمون بدن خواهر زن هاش .اه دوست ندارم برم 

هوا خیسه خواهر اولی میگه .

ماما گزارش همه فامیل رو می ده .

دیدن ننه نرفتم هنوز .زن عمو گفته بی دعوت نیاین .

/ 5 نظر / 45 بازدید
شادی

سال نومبارک منیروی عزیزم.

فرناز

منیرو جان سال نو مبارک.گفتم همیشه خاموش خوندمت؛ حالا که عید خاموش نباشم و تبریک بگم.

بهاره

دوست عزیزم سال نو مبارک

تیام

همیشه به خوشحالی دورهمی جمع بشید[قلب]

xs

عالی مینویسی عالی یه بار اومدم وبت پریده بود فقط قالبت مونده بود داشتم سکته میکردم دنبال ادرس ایمیلی چیزی میگشتم هیچی نبود به شما وابسته ام از اول وبلاگ نویسیم شما بودید و هستید هر جا هستی شاد و سلامت باشی عزیزدل