صدونود

بعدش رفتم سراغ اشپزخونه .یخچال رو از برق کشیدم تا فردا که یخهاش آب بشه  وآفش کنم .ظرفها رو شستم .این هفته کنترل اوضاع از دستم خارج شد والان دیدم که هر 48 تا قاشق وچنگال روی دستن وسه چهارتا سرویس نیم لیوان ولیوان .چهارتا ادمیم واینهمه ظرف .

چهارتا قاشق وچنگال ولیوان ونیم لیوان گذاشتم روی دست وبقیه رو قایم کردم .چاره ایی جز قایم کردن ندارم .اگر جلوی چشمشون باشه همه رو می یارن روی دست وباید هر روز کوهی از لیوان وقاشق بشورم .

گفتم یخچال یادم افتاد به یکی از دانش اموزا که این هفته دوتا زنگ تفریح مخ منو کار گرفته بود که خانم غریب زاده ده کوره ایی مارک یخچالتون چیه وآیا ساید هست واینکه یخ ساز وشربت ساز داره ؟منم که نمی تونستم بهش بگم اقام جان یخچال من مال 15 سال پیشه وهر 15 روز یه بار باید افش کنم ودر یخدونشم کنده وتوان خرید یخچال نداریم .بهش گفتم یخچالم یک دره .گفت یعنی سامسونگه پس وبا فریزرش سته .منم یخچال فریزرم رو تصور کردم وگفتم ست هستن .بعد گفت خانم یخچال ما 8 ملیون تومن خریدیم وکنترل داره .اگر حوصله نداشته باشیم بریم طرفش کنترلش رو می زنیم ویخ می ریزه .

زنگ خورد و دانش اموزه رفت .داشتم بچه ها رو می فرستادم کلاس که دوباره ظاهر شد وگفت :راستی ما سن ایچ می ریزیم نمی دونم کجاشو شربت هم ازش می خوریم .

منم که دلم خون بود از یخچال خودم واینکه وقت اف کردنش رسیده وباید ساعتها وقت بزارم برای افش ابروم رو انداختم بالا وگفتم بچه کلاسسسسسسسسسس!

/ 0 نظر / 10 بازدید