امروز خیلی بد بودم می تونم بشمرمشون .

توی کلاس ایستاده بودم که زن با چادر مندرس اومد توی کلاس دستش رو زیرچادرش گرفته بود ونگاه عجیبی داشت .ترسیدم .زن گفت برای اعتکاف پسرم پول لازم دارم .زن رو به بیرون بردم .گفتم نباید بیایین کلاس .گفت از مدیر اجازه گرفتم .همین جور که می رفتم سمت دفتر خانمه با ترس دور شد .

این روزها دست و دلم به کمک پولی به اینجور ادما نمی ره .ماما بهمون گفته بود هرکی دستشو دراز کرد کمکش کنید .من نیت کردم 5 تومن بدم رفتگر محل .وتوی فکرم گفتم حدااقل اون کار مفید می کنه .شاید پول نونم نداره .

خواب دیدم توی سرکه غوطه می خورم .ترسیدم .دو تومن دیگه هم خدا  می ذارم روی 5 تومن فقط کمک کن وهواما رو داشته باش .نزار خطا کنم .چشم چپه به بچه های مردم نکنم .داد نزنم .مهربون باشم .پاستیل کسی رو تو زباله نندارم .حتی بیسکوییت پتی بور کسی رو .حتی اگه بچه هه بگه پدرسگ توله سگ معتاد به دوستش ...

خدایا منو به حال خودم نزار .

داشتم می گفتم خیلی بد بودم امروز .خیلی 

/ 8 نظر / 151 بازدید
سميرا

منيرو جان[ماچ]

sahra

سلام هتی جان نگران نباش این این آشفتگی برای همه در بعضی روزها پیش میاد که دلیل خاصی هم نداره. پس بد به دل راه نده. موفق باشی خانونم معلم

محمدالف

سلام منیر! من باید خوب باشم نه بخاطر طمع پاداش یاترس از مجازات . خوبی خوبه همین یه دلیل کافیه برا خوب بودن . به کسی که دسشه دراز کرده طرفم هیچ وقت دسشو پس نزدم . با بچه ها خوب باشیم چون بچه اند اگه بچه سر کلاس چیزی خورد نوش جونش.خودم را به ندیدن میزنم. اما یادم باشه وقتی زنگ خورد بهش بگم فلانی موقع درس چیز نخور حواست پرت میشه ![لبخند][لبخند]

بانو سرن

این بچه ها گاهی استاد لج درآری اند بخدا[چشمک]

محمدالف

امروز را بهانه میکنم تا بار دیگر پاک ترین احساساتم را به تو تقدیم کنم . روز مبارک خانم معلم[گل][گل][گل][گل]

صبا ( فافا )

عزیزم با کمی تاخیر روز معلم بر شما استاد ارجمند گرامی باد

محمدالف

منیر چکار میکنی با این وبلاگت ؟ چرا جواب نمی دی ؟ هنوز اون لب تاپ درست نکردی > یا مشغول اسباب کشی هستی ؟