دویست وچهل وچهار

بالش رو گذاشتم زیر سرم وروی سرامیک خوابیدم داغ داغ بود .دقیقا جایی که شوفاژ بود .پتو هم انداختن روم .نفهمیدم کجا هستم اصلا .خواهراولیم رفته بود لامپ خاموش بود وصدای  تبلیغ مای لیدی ر و ب ی ک س بلند .داد وفریاد همسر با دختر که چرا فلشم رو بردی مدرسه ونیوردی که بیدار شدم .پنج ساعت تخت خوابیده بودم .چقدر بده که هوا روشن باشه بخوابی وبیدارشی ببینی تاریک شده .دل ادم می گیره .نشستم وگریه کردم .بیصدا .کم پیش می یاد که من بیصدا گریه کنم .گریه هام بردونوع تقسیم میشه .یه گریه معمولی که با جمع کردن لب ولوچه وکج وکوله کردن صورت وصدا واشک انجام میشه .یه نوع گریه هنرمندانه شیک مثه فیلما .که اون وقتیه که دیگه دلم خونه .خب دم غروبی از این اشکها بود .وقتایی که هم مورد تمسخر کسی قرار بگیرم واحساس حماقت کنم هم شامل این نوع اشک ریزونه .

برای گردن درد شدیدی که دارم دکتر قرصهایی نوشته که الان دیگه مطمئنم خواب اور هستن شدید .دست وپام سست میشه وچیزها بی دلیل از دستم می افته .نوار عصب هم نوشته بود .ام ار ای هم نوشت .گفت نگران دست راستتم .من اما اصلا اصلا نگران حرفهای دکتره نیستم .خیلی شبیه خسرو معتضد بود .برا همین .

خجالت آور بود وقتی پرسید برای مطالعه خیلی سرت رو پایین می گیری وجواب من این بود که مطالعه نمی کنم .گوشی دستمه و دیگه هیچ .واقعا که.

قبلنها که ناراحت میشدم ارزوی مردن می کردم ولی الان دلم نمی خواد بمیرم .همیشه می گم خدا رو شکر که هستم خدا رو شکر که بالای سر بچه هامم .خدا رو شکر که پسرم دخترم مادر دارن وحمایتشون می کنه .دلم برای یاشار می سوزه .پدر ومادرش از هم جدا شدن مادره بچه رو گذاشته ورفته پدره هم هیچ .هرکی تومدرسه می رسه می زنتش .هرچی شکایت می کنه هم کسی حرفشو گوش نمی ده .تازه همکلاسی هاش هرکار بدی می کنن می ندازن گردن اون .چندین بار از دست پلیسای مدرسه درش اوردم .دکمه هاشو بستم .موهاشو مرتب کردم .وهر بار با دیدنش به خودم گفتم اگه من گردنم کج باشه زانوم اب اورده باشه آسم داشته باشم و روزی هشت تا قرص بخورم بازم خدا رو شکر هستم بالا سر بچه هام .

چه لوس !به خدا

هی می نویسمو پاک می کنم می نویسم می خونم می گم اه اه چه لوس چه مبتذل وسطحی .ولی خب روزمره هارو دیگه چه جور میشه نوشت علمی که نمیشه

 

/ 21 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مانا

فقط بنویس که نوشتنت حال ادمو خوب میکنه[قلب]

رها آفرینش

سلام،چشممون به این در خشک شد تا دوباره بنویسی... ایشاله زودتر گردن دردتون خوب بشه...کاش یه دکتر دیگه هم میرفتین...آخه خواب آور خیلی اذیت میکنه آدمو...

سارا

قرص روغن کبد ماهی یا همان آکوامارین معجزه،میکنهّ. واسه،من که اینطور بود.

رز

امیدوارم مشکلت جدی نباشه منم چند ماه پیش این شرایط بی حسی دستم رو داشتم که استرس زیادم بهش دامن میزد تا جواب ام ار ای رو گرفتم حالم خیلی بد بود جوری که فشارم افتاده بود .امیدوارم همه چی به خوبی بگذره و سایه ات بالای سر بچه هات [گل]

آفرين

نت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد[قلب]

سپیده

عالی می نویسی عزیزم عالی[گل]

سميه

هيچم لوس و مبتذل نبود بعدشم مامانا اصلا حق ندارن مريض شن چه برسه به اينكه بخوان به مردن فكر كنن

محمدالف

منیر سلام خوبی؟ یه جکاپ کامل انجام بده تست قند چربی فشار خون و غیره ...به بچه ها و باباشون هم یاد بده وقتی کسی خوابه سر و صدا نکنن .تقسیم بندی گریه ها هم خیلی جالب بود .البته این تقسیم بندی میتونه ادامه داشته باشه .نوشته هات خیلی هم قشنگه هر کی گفته مبتذله از سوز دل گفته .بی خود کرده گفته .... [لبخند]

کیانا دخترشهریوری

حیوونکی یاشار..[ناراحت] زود خوب شو مامان منیرو

مامان خانومی

کاش مامان ش بیاد بخونه اینا رو... دلیلی ندارم ها، ولی دلم میخواد مامانش بدونه اینا رو