لب کارون 

چه گل بارون 

اهوازیم 

پیش عمو 

عمو مریضه جسمی 

بقیه شون مریضن روحی شفا بده خدا 

کیانپارس عزیز پر از نوره 

و علی بن مهزبار پر از نور 

لشکر آباد و فلافل و سمبوسه وکپه وبادمجان و سیب زمینی سرخ شده توی تشتهای روحی بزرگ پر از روغن 

پل سفید و پل پاداد و هشتم .لشکر 92 زرهی و کمپ پولو وحصیر آباد .سقاخونه سی متری سبزززز 

کوروش وخیابون اقبال وبازارچه .هتل اکسین وجاده زرگان و ملاثانی جاموس های ملاثانی و بستنی های پر از چربی .

زنهای عرب ووسرشیر فروشها و سبزی فروشها 

یادش به خیر اهواز نازنین یادت به خیر اهواز عزیز 

 

/ 4 نظر / 21 بازدید
بانوی ناتمام

ما پاداد شهر بودیم ، خونه های بدون دیوار ، پوشیده از فلس های فلزی چهارخونه ، حیاط بزرگ و یه باغچه پره از چمن ، گل ، زندگی منیرو سال نو مبارک ، ۹۳ رفت و من هنوز عاشق نوشته ها و خود خودت هستم

تیام

منیرو جان من سیمتری دانشسرای مقدماتی درس خوندم شبانه روزی بودم یادش بخیر بااینکه بچه ها بخصوص شوشتری ها خیلی بیتابی وگریه زاری برای دور بودن از خونواده داشتند ولی من که خونمون اهواز بود دوسال از زیبا ترین روزها وشبهایم رادر این دانشسرا تجربه کردم یادش بخیر

ابان

علی بن مهزبار پر از نور ... یادش یخیر .خیلی سال پیش اهواز بودم ...[لبخند]

رها آفرینش

یعنی منیرو جان،تک تک صحنه ها جلوی چشمام جون گرفتن...4 ساله نرفتم اهواز،دلم براش پرمیکشه...برای غروب پل سفید،برای بستنی قدس ملاثانی که بهترین بستنی ایه که تو عمرم خوردم،برای کیانپارس،برای شهرک نفت و کوروش...دلم خیلی هواش رو کرد...