صدونود ودو

یک ماه از سال گذشته وهنوز یک کلاس معلم نداره .هر دوساعت رو رفتم سرکلاس این بچه ها ودرس دادم وفعالیت حل کردیم ونزاشتم از کلاسهای دیگه عقب بیفتن .اون یکی ریاضی کار کرده وعلوم وحالا هردو چند دقیقه ایی درحالیکه یکی داره برای مربی پرورشی کاغذ قیچی می کنه ویکی دیگه داره به جای معاون کپی می کنه نشستیم چای روبه رومون ،که مدیر می یاد وما رو می بینه :

میگه خوش به حال شما دوتا .نشستین چای می خورین وراحت هستین برای خودتون .

من همین جور که قیچی میکنم میخوام بگم نه اینطور نیست و که همون لحظه با خودم فکر می کنم مهم نیست بزار اینجوری فکر کنه .زمان همه چیز رو مشخص می کنه .اگر مدیرعاقلی باشه به شناخت درستی از ما می رسه واگر نه که به خودش مربوطه .من مسول حماقت وتعصب ونفهمی وفقدان شعور کسی نیستم .

/ 0 نظر / 18 بازدید